نمای بیرونی کافه ترافیک - تصویر نهایی اصلاح شده

تجربه عکاسی HDR و کافه ترافیک

از چند ماه پیش که برای منوی کافه ترافیک عکاسی کردم تا شنبه گذشته همیشه چیزی ذهنم را مشغول می کرد. از نمای ورودی کافه و نمای آشپزخانه با لوگوی آبی Lavazza آن عکس خوبی نداشتم. شنبه ساعت 7 شب برای گرفتن عکس های داخلی و خارجی  به کافه رفتم، متاسفانه یک خودرو جلوی در کافه پارک کرده بود. تصمیم گرفتم با وجود این مانع بزرگ، عکاسی را انجام بدهم. با کمک دوست خوبم آقای مجید ریاحی (مدیر کافه) عکس های مورد نیاز را گرفتم. گرفتن عکس های خارجی خیلی آسان نبود چون دقیقا ما آن سوی خیابان ایستاده بودیم و خودرو های عبوری نور مزاحم در تصویر ایجاد می کردند. وسط کار  هم یک آقایی با پورشه  شاسی بلندش

خط و زبان

زبان و خط با هم متفاوت اند

نه کارشناس زبان و خط هستم و نه ادعایی در این زمینه دارم. فقط می خواهم نظرم را در مورد خط و زبان و تجربه های محدودی که داشته ام بنویسم. بنظر من اگرچه زبان و خط با هم مرتبط هستند ولی در واقع دو موضوع متفاوتند. صدها سال است که در ایران، افغانستان، پاکستان و کشورهای عربی از خط ابجد عربی استفاده می شود. فارسی: من دوستت دارم پشتو: زه ستا سره مینه لرم عربی: أحبك اردو: میں تم سے پیار کرتا ہوں ولی آیا این باعث شده این زبان ها اختلاطی پیدا کنند؟ خیر! تنها مردم این کشورها می توانند نوشته های همدیگر را حدودا بخوانند. تاکید می کنم “حدودا” چون در این رسم الخط، حروف صدا دار

Ruined Colonnade

سایت وب، این مهم فراموش شده

سایت وب، این مهم فراموش شده! بسیاری از صاحبان کسب و کار در ایران، چنان در اینستاگرام و تلگرام و دیگر رسانه های جدید غرق شده اند که اهمیت داشتن یک سایت وب برای کسب و کارشان را از یاد برده اند. سرمایه ای که بر باد دادند! امسال به بهانه گران شدن دلار و به طبع آن گران شدن  قیمت دامین های بین المللی مثل .com برخی از کسب و کارهای کوچک دامین شان را تمدید نکردند! و جالب اینکه بیش از 90 درصد این دامین های تمدید نشده، مجددا توسط دو گروه ثبت شد: شرکت های رقیب (رقیبان هوشیار، بشکن زنان این حماقت رقیب بی انگیزه را جشن گرفتند). شرکت ها و دلالان ثبت دامین (حداقل قیمت فروش

آبان و پاییز

آبان و سرما خوردگی

اینکه آبان بشه و من یک سرماخوردگی نسبتا شدید بگیرم، مثل یک قانون نانوشته و عجیب بود که از نوجوانی ام همیشه تکرار می شد ولی دو سال گذشته اتفاق نیافتاد و امسال دوباره سلام کرد. خب احتمالا دو سال گذشته ذهنم و به طبع جسمم مشغول تغییرات بود. شاید وضعیت کسب و کار و رکود و تورمی که به آن حاکم شده باعث شد دوباره برگشتم به عادت قدیمی. فکر و خیال نشخوار آدمی است، گاهی اوقات می خواهیم همه چیز را به  هم ربط بدهیم. همین که از آبان امسال و تغییر و تحولات زیادی که منتظرش بودم نا امید شدم، چند روزی صبح ها با خستگی از خواب بیدار می شدم و کم کم شد گلو درد