شهری که دوست می داشتم

در دوران کودکی معمولا قبل از فرارسیدن فروردین به مسافرت می رفتیم، وقتی هنوز درختان شهر تهران خشک و بی برگ بودند. معمولا اواخر عید که به تهران برمی گشتیم ناگهان طبیعت به زیبایی این شهر را آراسته بود، برگ های کوچک سبز درختان چنار با آن رنگ سبز جادویی اول بهار، شمشاد ها و برگ های نو، شکوفه های درختان میوه که از خانه ها نمایان بودند، و هوای خنک بهاری، خوش آمد گوی بازگشت ما بودند.

می گویند تهران از زمانی که تازه میلیونی شده بوده است، ترافیک وآلودگی هوا داشته است. اما  من خوب یادم هست آب آن داستان دیگری داشت، ظهر های تابستان، پس از بازی و شیطنت فراوان وقتی شیر آب حیاط را باز می کردی، بعد از چند دقیقه می توانستی آب خنک و گوارایی را بنوشی که سالها در خاطرت باشد. این روزها آب پر املاح چاه در لوله کشی شهر تهران آدمی را یاد  آب قم می اندازد!!!

هر جای ایران که می رفتم آن را با تهران مقایسه می کردم ،در نوجوانی ام تهران برایم خواستنی ترین جای دنیای کوچکم بود.

دبستانی که بودم مسافت خانه و مدرسه را پیاده می رفتم. راه طولانی نبود ولی باید از دو خیابان اصلی می گذشتم، هیچوقت نگران رد شدن از خیابان نبودم، اما حالا که در آستانه 40 سالگی ام باید با احتیاط تمام از این دو خیابان رد شوم!!!

دقیق یادم نیست چند سالم بود؛ اما وقتی خیابان دماوند و انقلاب و آزادی را خط ویژه اتوبوس کشیدند، نمی دانم چرا کلا از اتوبوس بدم آمد. حتی از اتوبوس دو طبقه که کوچکی هایم عاشقش بودم. زمانی که شروع به کار کردم، به مدت 6 ماه دفترم در خیابان انقلاب بود و من در این 6 ماه فقط دو بار سوار اتوبوس شدم. خط ویژه ای که حالم را خراب می کرد بعدها تبدیل شد به یکی از چیزهایی که روی اعصابم تا همین چند ماه پیش راه می رفت: BRT.

در دوران دبیرستان، گاه به گاهی دایی ام،صبح ها من را تا نزدیک دبیرستان می رساند. یک روز صبح با شادی گفت راهی پیدا کردم  عالی، امروز با سرعت جت می رویم! بلی خیابان گلبرگ از بن بست در آمده بود! امروزه این خیابان صبح ها، ظهر ها، و شب ها این خیابان ترافیک سنگین دارد.

خیابان ولیعصر بخصوص قسمت شمالی اش(از میرداماد به بالا)، خیابان جادو بود، چنارهای بلند که از دو سوی خیابان دست به دست هم داده بودند و سایه ای دلپذیر می ساختند، البته با جوی آبی که همیشه همشهری ها به آن لطف داشتند و آن را بی نصیب از فاضلاب، روغن سوخته و زباله نمی گذاشتند. ولی ولیعصر همیشه دوست داشتنی بود، مغازه عمویم در پایین ترین قسمت ولیعصر بود، کمی بالاتر از میدان راه آهن، همیشه رفتن به مغازه عمو به معنای دیدن یک عموی مهربان با روی باز و خندان، یک آرایش سر مجانی، یک دوغ یا نوشابه و گاهی یکی دو سیخ جگر از جگرکی کنارش بود. آن موقع ها دلم می خواست یک روز از میدان راه آهن تا تجریش را پیاده بروم، یک روز تا میدان ولیعصر آمدم ولی نه بیشتر، اون روزها هنوز مساله بریدن درخت های این خیابان رسانه ای نشده بود. متوجه شدم درخت های زیادی بریده شده اند، با خودم فکر می کردم که این آب آلوده باعث شده درخت ها خشک شوند و بعدها بریده، دلیل هر چه بود، بسیار غمگین شدم و در میدان ولیعصر نه از خستگی، از دلزدگی پیاده روی را متوقف کردم.

درخت بریده شده خیابان ولیعصر

بعد ها کل پیاده روهای این خیابان را کندند، آسفالت ها و موزائیک های گوناگون را تبدیل کردند به  سنگ فرشی زشت با موزائیک های بی کیفیت، هنگام یخبندان و برف این موزائیک های بد ساخت پوست موزی اند زیر پای عابران بیچاره.

ممکن است سالها در تهران زندگی کنی و به خیلی از مناطق آن گذرت نیافتد، فروردین امسال بود، اتفاقی بد، دلتنگی زیاد و بی حوصلگی یک روز تلخ،یک هفته می شد عزیزی از میانمان رفته بود و من و همسرم شروع کردیم دور شهر چرخیدن تا شاید با دیدن مناظر بهاری، با ترافیک سبک عید کمی آرام شویم بی دلیل به غربی ترین قسمت بزرگراه همت رسیدیم. شهر جدیدی بود برایم، شهر جدیدی در غرب تهران که آن را چسبانده بودند به تهران، همان تهرانی که 30 سال پیش می گفتند ظرفیتش تکمیل است. برای این شهر جدید که در منطقه 22 تهران است، دریاچه ساخته اند، جنگل ساخته اند و … واقعا حس کردم در شهری هستم که نمی شناسمش نه شهری که دوست می داشتم

دیر یا زود از این شهر می روم
به شهری آرامتر
پاکیزه تر

به شهری بدون BRT و خط ویژه
به شهری که اگر نمی شناسمش سی و چند سال در آن زندگی نکرده ام.

کدام شهر؟ نمی دانم. دقیقا کی؟ نمی دانم

دیگر دلبستگی های من در این شهر شده، فقط عزیزانم که در آن زندگی می کنند و بس

یک نظر

  1. بعد سالها این نوشته را خواندم، حجم دلزدگی ام از تهران باعث شده بود چنین گسسته و آشفته بنویسم، چهار سال و اندی از این نوشته می گذرد، تهران شهر دوست داشتنی نشده است و فکر می کنم به زودی از این شهر می روم.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *