انقراض نوع بشر در 58 سال دیگر

آیا انقراض نوع بشر در 58 سال دیگر، یعنی  در سال 2075 میلادی اتفاق می افتد؟ احتمالا نه، ولی چرا من باید به بیشتر از سال 2075 فکر کنم؟

یک نفر که برایم خیلی عزیز است، همیشه وقتی نگرانی های نا تمام مرا برای تخریب محیط زیست می بیند، سعی می کند مرا آرام کند. ولی دیروز به شوخی یا جدی از من پرسید: “تو که نه فرزندی داری، نه قصد داشتن آن را داری، پس محیط زیست و کره زمین بماند برای کی؟ بگذار آنهایی که باید نگران باشند” !!!

هر دو خندیدیم و از آن موضوع رد شدیم، اما پس از گذشت چند ساعت، بخصوص  از امروز صبح ذهنم درگیر این مساله شد. با خودم فکر می کردم، من واقعا برای چه این قدر نگرانم؟ من  اگر خیلی خوب عمر کنم، 100 سال کافی ام است، الان من 42 ساله هستم، به احتمال زیاد، بشر با ضررهایی که به طبیعت و محیط زیستش می زند، باعث انقراض خود در 58 سال دیگر نمی شود. پس بی خیال، چایی ات را بخور، کتری برقی را خاموش نکن، چراغ ها را هم، کولر را هم وقتی می روی سر کار خاموش نکن، بگذار عصر که به خانه برمی گردی، خانه ات مانند سونا خشک نباشد و …

قبل از ظهر که برای خرید به فروشگاه رفتم، از اینکه فروشنده بسته های خرید من را بجای یک پاکت پلاستیکی در دو پاکت پلاستیکی گذاشت ناراحت نشدم، با خودم گفتم “خوبه که در  ایران هنوز مثل خیلی جاهای دنیا پول پاکت پلاستیکی را جدا نمی گیرند“. به شرکت که رسیدم، مثل همیشه دنبال جایی برای گذاشتن پاکتهای خالی پلاستیکی برای استفاده مجدد احتمالی می گشتم، چشمم به سطل زباله افتاد بی درنگ آنها را در سطل انداختم و هیچ احساس بدی نداشتم!

احتمالا بی مسئولیتی، برای هر چیزی بد باشد، برای راحتی اعصاب آدمی مفید است.

هنگام صرف ناهار بیاد پدرم افتادم، به یاد ایام دبستان که هنوز پاکت های پلاستیکی خیلی رواج نداشتند و در میوه فروشی ها، میوه را در پاکت کاغذی تحویلتان می دادند. به یاد پدر افتادم که پاکت های کاغذی خرید را تا می کرد و در جایی می گذاشت، که در صورت امکان، مجددا از آنها استفاده شود. روحش شاد، اما چه زود همه چیز عوض شد و پاکت های پلاستیکی جای پاکت های کاغذی را گرفتند.  یکباره بطری های شیشه ای بد و غیر بهداشتی شدند و شیر و آب و نوشابه و … در بطری های پلاستیکی ارایه شدند. راستی چه زود آب لوله کشی آن قدر آلوده شد که نیازمند آب تصویه شده در بطری های پلاستیکی شدیم.  یاد آوری اینکه تنها در 10 کمتر از 20 سال همه چیز به سرعت تغییر کرد و بیابان ها و ساحل های کشورمان به منظره زشتی از زباله دانی تبدیل شد، من را ترساند.

در کمتر از دو دهه چنین افتضاحی، در 58 سال دیگر چه می شود؟ اصلا در ده سال دیگر باید با این همه زباله و آلودگی چه کنیم؟ با خودم فکر کردم که چه عمرم کوتاه باشد و چه 58 سال دیگر بخواهم زنده باشم، نمی خواهم در چنین زباله دان آلوده ای زندگی کنم.

عصر شد و کار روزانه رو به اتمام،  و من منتظر دیدار همان عزیزی بودم که سوال کلیدی را مطرح کرده بود. با خودم گفتم شاید چه از فردا نباشم چه 58 سال دیگر هنوز زنده و سرپا باشم، دنیا را برای همان سوال کننده مهربان، خوب و زیبا می خواهم. برای دیگر عزیزانم هم، برای آنهایی که پس از ما خواهند زیست، حتی اگر فرزند ما نباشند، یا فرزند فرزندانم.

دیگر زمین  تنها یک امانتی نیست که باید  منابع آن را برای آیندگان محافظت کنیم و آن را به نیکویی به آنها بسپاریم، بلکه اکنون زمین یک گوی پر آشوب است که در معرض خطرات جدی است،  تنها خانه ما است و با همه پیشرفت های انجام شده،  هنوز جایی غیر از آن برای اسکان نداریم. اگر چه نابودی زمین و انقراض نوع بشر را دور از ذهن می بینیم ولی واقعا خطر جدی است.

در حفظ خانه مان کوشا باشیم، باشد که بشر 58000 سال دیگر یا بیشتر در کنار دیگر جاندارانی که در زمین می زیند، با آرامش زندگی کند.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *